دكتر زينب اشراقی

ژنتیک افسردگی؛ آیا افسردگی ارثی است؟

افسردگی از شایع‌ترین اختلالات روان‌شناختی است و در شکل‌گیری آن عوامل مختلفی در کنار یکدیگر نقش دارند. تجربه‌های زندگی، استرس، روابط، شرایط اجتماعی، وضعیت جسمانی و ویژگی‌های فردی همگی می‌توانند بر خطر ابتلا به افسردگی اثر بگذارند.

در کنار این عوامل، ژنتیک نیز در استعداد ابتلا به افسردگی نقش دارد. اما آیا وجود افسردگی در خانواده به این معناست که فرد نیز حتماً به افسردگی مبتلا خواهد شد؟ پاسخ کوتاه، خیر است.

پژوهش‌های چند دهه اخیر نشان می‌دهند که افسردگی نه کاملاً ارثی است و نه کاملاً اکتسابی؛ بلکه حاصل تعامل پیچیده میان عوامل ژنتیکی، روان‌شناختی و محیطی است.

آیا افسردگی ارثی است؟

مطالعات خانوادگی و به‌ویژه پژوهش‌های انجام‌شده روی دوقلوها نشان داده‌اند که عوامل ژنتیکی در خطر ابتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD) نقش قابل توجهی دارند.

یک فراتحلیل کلاسیک از مطالعات دوقلوها، وراثت‌پذیری افسردگی اساسی را حدود ۳۷ درصد برآورد کرد. مطالعات جدیدتر نیز وجود یک مؤلفه ژنتیکی قابل توجه را تأیید کرده‌اند، هرچند میزان دقیق این برآورد بسته به نمونه، روش مطالعه و تعریف افسردگی متفاوت است.

نکته مهم: وراثت‌پذیری ۳۷ درصد به این معنا نیست که ۳۷ درصد افسردگی یک فرد ناشی از ژن‌ها و ۶۳ درصد آن ناشی از محیط است.

وراثت‌پذیری یک مفهوم آماری است که نشان می‌دهد در یک جمعیت مشخص، چه میزان از تفاوت‌های مشاهده‌شده در یک ویژگی را می‌توان به تفاوت‌های ژنتیکی نسبت داد. بنابراین نمی‌توان برای یک فرد مشخص، درصدی از افسردگی را «ژنتیکی» و بخش دیگر را «محیطی» در نظر گرفت.

اگر یکی از اعضای خانواده افسردگی داشته باشد، خطر ابتلا بیشتر است؟

بله. مطالعات خانوادگی نشان داده‌اند که بستگان درجه اول افراد مبتلا به افسردگی اساسی، در مقایسه با جمعیت عمومی، خطر بیشتری برای ابتلا دارند.

با این حال، افزایش خطر به معنای قطعی بودن ابتلا نیست. دو نفر ممکن است زمینه ژنتیکی مشابهی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در تجربه‌های زندگی، روابط، استرس، شرایط اجتماعی و عوامل محافظتی، مسیرهای کاملاً متفاوتی را تجربه کنند.

به همین دلیل، سابقه خانوادگی افسردگی بهتر است به عنوان یک عامل خطر در نظر گرفته شود، نه یک پیش‌بینی قطعی درباره آینده فرد.

چرا «ژن افسردگی» وجود ندارد؟

در گذشته، پژوهشگران امیدوار بودند بتوانند یک یا چند ژن مشخص را که مستقیماً باعث افسردگی می‌شوند پیدا کنند. اما پژوهش‌های ژنتیکی جدید نشان داده‌اند که این تصور بیش از حد ساده است.

افسردگی یک اختلال چندژنی (Polygenic) است. یعنی تعداد بسیار زیادی تغییر ژنتیکی، که هر کدام معمولاً اثر بسیار کوچکی دارند، می‌توانند در مجموع بر استعداد ابتلا به افسردگی تأثیر بگذارند.

بنابراین برخلاف برخی بیماری‌های ژنتیکی که یک جهش مشخص می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد، در افسردگی معمولاً نمی‌توان یک ژن واحد را به عنوان «ژن افسردگی» معرفی کرد.

ژن‌ها سرنوشت قطعی فرد را تعیین نمی‌کنند؛ آنها بخشی از زمینه زیستی و میزان آسیب‌پذیری فرد را شکل می‌دهند.

پژوهش‌های جدید ژنتیکی درباره افسردگی چه می‌گویند؟

پیشرفت فناوری‌های ژنتیکی در سال‌های اخیر تصویر بسیار دقیق‌تری از ژنتیک افسردگی ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین روش‌ها در این زمینه، مطالعات GWAS یا مطالعات ارتباط گسترده در سراسر ژنوم است.

در این مطالعات، پژوهشگران ژنوم تعداد بسیار زیادی از افراد مبتلا و غیرمبتلا را با یکدیگر مقایسه می‌کنند تا مشخص شود کدام تغییرات ژنتیکی با افزایش یا کاهش خطر افسردگی ارتباط دارند.

در یکی از مطالعات بسیار بزرگ منتشرشده در Nature Medicine، داده‌های بیش از ۱.۳ میلیون نفر بررسی شد و صدها ناحیه ژنومی مرتبط با خطر افسردگی شناسایی شد. پژوهش‌های چندتبارشناختی نیز در سال‌های اخیر به شناسایی نواحی ژنومی بیشتری کمک کرده‌اند.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که ژنتیک افسردگی بسیار پیچیده‌تر از جست‌وجوی یک «ژن مسئول بیماری» است و برای شناخت آن باید مجموعه بزرگی از تغییرات ژنتیکی و اثر متقابل آنها با محیط را در نظر گرفت.

ژن‌ها چگونه می‌توانند بر افسردگی اثر بگذارند؟

پاسخ کامل این پرسش هنوز مشخص نیست، اما مطالعات ژنتیکی و زیستی سرنخ‌های مهمی در اختیار پژوهشگران قرار داده‌اند.

برخی از نواحی ژنومی شناسایی‌شده با فرایندهایی مانند عملکرد سلول‌های عصبی، انتقال پیام‌های عصبی، تنظیم فعالیت مغز، رشد و انعطاف‌پذیری عصبی و عملکرد سلول‌های گلیال ارتباط دارند.

با این حال، این یافته‌ها به معنای وجود یک مسیر ساده و مستقیم از «یک ژن» به «افسردگی» نیستند. رفتار و تجربه انسان حاصل تعامل شبکه‌ای از فرایندهای زیستی و محیطی است.

ژنتیک و محیط؛ چرا هر دو مهم‌اند؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در فهم افسردگی، تعامل ژن و محیط است.

ممکن است فردی از نظر ژنتیکی آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به استرس داشته باشد و فرد دیگری آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد. اما این تفاوت‌ها در محیط‌های متفاوت می‌توانند نتایج متفاوتی ایجاد کنند.

فشارهای مزمن، تجربه‌های آسیب‌زا، تعارض‌های طولانی‌مدت، انزوای اجتماعی و سایر شرایط دشوار زندگی می‌توانند در فردی که آسیب‌پذیری بیشتری دارد، اثر متفاوتی ایجاد کنند.

بنابراین بهتر است به جای پرسیدن اینکه «افسردگی من ژنتیکی است یا محیطی؟» بپرسیم:

«چه ترکیبی از عوامل زیستی، روان‌شناختی و محیطی در تجربه افسردگی من نقش داشته‌اند؟»

آیا ژنتیک افسردگی قابل آزمایش است؟

در حال حاضر، آزمایش ژنتیکی معمولی نمی‌تواند به ما بگوید که یک فرد حتماً به افسردگی مبتلا خواهد شد یا نخواهد شد.

یکی از حوزه‌های فعال پژوهشی، Polygenic Risk Score (PRS) یا امتیاز خطر چندژنی است. در این روش، اثر تعداد زیادی از تغییرات ژنتیکی با یکدیگر ترکیب می‌شود تا برآوردی آماری از استعداد ژنتیکی فرد به دست آید.

با وجود پیشرفت‌های مهم در این حوزه، این امتیازها هنوز برای پیش‌بینی فردی و تشخیص معمول افسردگی به اندازه‌ای دقیق و قابل اتکا نیستند که جایگزین ارزیابی بالینی شوند.

بنابراین اگر کسی ادعا کند که با یک آزمایش ژنتیکی ساده می‌توان مشخص کرد فردی حتماً در آینده افسرده خواهد شد، باید با احتیاط با چنین ادعایی برخورد کرد.

اگر افسردگی در خانواده من وجود داشته باشد، باید نگران باشم؟

وجود سابقه خانوادگی افسردگی به خودی خود دلیلی برای ترس از آینده نیست. این سابقه فقط یکی از عوامل خطر است و عوامل متعدد دیگری نیز می‌توانند در مسیر سلامت روان فرد نقش داشته باشند.

شناخت سابقه خانوادگی حتی می‌تواند مفید باشد؛ زیرا فرد را نسبت به تغییرات پایدار در خلق، خواب، انرژی، انگیزه و عملکرد روزمره آگاه‌تر می‌کند و ممکن است باعث شود در صورت نیاز، زودتر برای دریافت کمک تخصصی اقدام کند.

داشتن زمینه ژنتیکی به معنای محکوم بودن به افسردگی نیست. ژنتیک احتمال را تغییر می‌دهد؛ سرنوشت را تعیین نمی‌کند.

آیا شناخت ژنتیک افسردگی در درمان اهمیت دارد؟

پژوهش‌های ژنتیکی می‌توانند در آینده به درک بهتر مکانیسم‌های افسردگی و توسعه درمان‌های دقیق‌تر کمک کنند.

با این حال، در حال حاضر نمی‌توان بر اساس ژنوم یک فرد، درمان افسردگی را به شکل کاملاً شخصی‌سازی‌شده تعیین کرد. ارزیابی بالینی، شرایط زندگی، تجربه‌های فردی، علائم و عوامل روان‌شناختی همچنان بخش‌های مهمی از فرایند شناخت و درمان افسردگی هستند.

هرچه بیشتر درباره زیست‌شناسی افسردگی بدانیم، بهتر متوجه می‌شویم که هیچ عامل واحدی به تنهایی توضیح‌دهنده تجربه پیچیده افسردگی نیست.

آنچه امروز درباره ژنتیک افسردگی می‌دانیم

  • افسردگی دارای یک مؤلفه ژنتیکی قابل توجه است.
  • سابقه خانوادگی می‌تواند خطر ابتلا را افزایش دهد.
  • افسردگی یک اختلال چندژنی است و «ژن واحد افسردگی» وجود ندارد.
  • بسیاری از تغییرات ژنتیکی، هرکدام با اثر بسیار کوچک، در کنار یکدیگر عمل می‌کنند.
  • ژنتیک با عوامل محیطی و تجربه‌های زندگی در تعامل است.
  • ژنتیک به تنهایی نمی‌تواند ابتلای یک فرد را پیش‌بینی کند.
  • مطالعات GWAS در سال‌های اخیر تعداد زیادی ناحیه ژنومی مرتبط با افسردگی را شناسایی کرده‌اند.
  • کاربرد بالینی آزمون‌های ژنتیکی برای پیش‌بینی افسردگی هنوز محدود است.

بنابراین شاید دقیق‌ترین جمله درباره ژنتیک افسردگی این باشد:

افسردگی می‌تواند در خانواده‌ها به ارث برسد، اما خودِ افسردگی به شکل یک سرنوشت از پیش نوشته‌شده به ارث نمی‌رسد.

آنچه به ارث می‌رسد، بخشی از آسیب‌پذیری و استعداد زیستی است؛ اینکه این استعداد چگونه در طول زندگی بروز پیدا کند، به عوامل بسیار بیشتری بستگی دارد.

اگر سابقه خانوادگی افسردگی دارید، این موضوع به خودی خود دلیلی برای نگرانی از آینده نیست. شناخت عوامل خطر، توجه به سلامت روان و دریافت کمک حرفه‌ای در زمان مناسب می‌تواند اهمیت بیشتری از نگرانی درباره «ژن افسردگی» داشته باشد.

اگر احساس می‌کنید افسردگی، اضطراب، استرس یا تغییرات پایدار در خلق و انگیزه بر زندگی شما اثر گذاشته است، بهتر است به جای جست‌وجوی یک علت واحد، مجموعه عوامل مؤثر بر وضعیت خود را بررسی کنید.

جهت دریافت مشاوره تخصصی روان‌شناسی با ما در تماس باشید یا مطالب صفحه اینستاگرام آگاهانه را دنبال کنید.

instagram default popup image round
Follow Me
502k 100k 3 month ago
اشتراک گذاری